
همیشه تو زندگی سع کردم از هرچی که دوست ندارم فرار کنم یا اگه نشد تغییرش بدم
ولی الان چیزای تو زندگیم پیش میاد که مجبورم تحمل کنم چون نه پای رفتن دارمو نه نیروی تغییر
به اجبار زمونه باید بسوزم و بسازم
باید سعی کنم قدرت تحملمو زیاد کنم باید بتونم که طاقت بیارم
به قول معروف ما هم خدایی داریم مگه میشه زندگی ما همیشه اینجوری بمونه
یه روزی همه رنجا تموم میشه اما اون روز کی میرسه نمیدونم
خدایا نمی خوام نا شکری کنم اما زندگی ما فقط از بیرون زیباست
خدایا کمکم کن تو این روزای سخت کم نیارم
خدای بزرگم از هر چی میترسیدم به سرم اومد
خدای خوبم فقط تو از دردم آگاهی خدایا تو خودت میدونی من حرفامو پیش هیچکی نمیگم
و با هیچکس درد دل نمیکنم به غیر از خودت فقط خودتم میتونی کمکم کنی پس کمکم کن
حس میکنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل ِ سر سبدِ تو بودم
حس میکنم توو این روزا نمیخوای
یه لحظه هم حتی منو ببینی
کاش میدونستم عشق ِ دیروز ِ من
فردا که شد تو با کی همنشینی
دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم
دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم
حس میکنم حضور ِ من کنارت
باعث ِ دلخستگی تو باشه
شاید سفر رفتن ِ من یه فصل ِ تازه ای از زندگی ِ تو باشه
حس میکنم باید ازینجا برم
جایی که هیشکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست